خرید بک لینک
شعری زیبا در بیان غفلت ما از بزرگترین سرمایه ی زندگی مان: عمرمان ! ادامه مطلب رو یادتتون نره! طی شد این عمر تو دانی به چه سان؟ پوچ و بس تند چنان باد دمان همه تقصیر من است این و خودم می دانم که نکردم فکری، که تأمّل ننمودم روزی، ساعتی یا آنی که چه سان می گذرد عمر گران؟ کودکی رفت به بازی،بفراغت،به نشاط فارغ از نیک و بد و مرگ و حیات همه گفتند:کنون تا بچه است بگذارید بخندد شادان که پس از این دگرش فرصت خندیدن نیست، بایدش نالیدن من نپرسیدم هیچ که پس از این ز چه رو نتوان خندیدن؟ نتوان فارغ و وارسته ز غم همه شادی دیدن؟ همچو مرغی آزاد هر زمان بال گشادن؟ سر هر بام که

برچسب: من شدم خلق که مثمر باشم,من زن خلق شدم,من زن خلق شدم نه برای,من زن خلق شدم سیمین دانشور,چرا من خلق شدم,من زن خلق شدم تا, نویسنده: محمد سامانی تاريخ: يکشنبه 11 مهر 1395 ساعت: 1:44

صفحه بندی